سایت شخصی سارا درهمی

نویسه‌های یک دانشجوی نمایش

Sara Derhami

شناخت ادبیات نمایشی

تحلیل مراسم قطع دست در اسپوکن: وقتی از وحشت به خنده می‌افتیم.

8

مک‌دونا نویسنده‌ی عجیبی است. نامش با کلیدواژه‌های «خشونت صریح»، «کمدی سیاه» و «غرابت» گره خورده است، قصه‌هایش غریب‌اند و هرگز از شوکه کردن مخاطب دست نمی‌کشد. با این حال خودش آدم شاد و سرخوشی است و علاقه‌ای به ژست «هنرمند متفکر» ندارد. اما همین لبخند بی‌خیالانه‌ که در اکثر عکس‌هایش بر لب دارد است که آثارش را هولناک‌تر می‌نمایاند.

کدام قهرمان؟ قصه‌ی دو آرش کمانگیر

5

شاید در اوایل قرن چهاردهم نیاز به قهرمانی جدید حس می‌شد که «آرش» از حواشی کتاب‌های تاریخی سر بر آورد و این چنین محبوب شد. اوستا و کتاب‌های مشابه مختصری از کمانگیری که مرزها را مشخص کرد، سخن گفته‌اند. در شاهنامه هم دو سه باری نام آرش را می‌بینیم اما…

در باب ساختن و نسوختن: تحلیلی بر شب هزار و یکم

7

وای بر من! از شدت گیجی، اشتباهی پیش‌نویس را پست کرده بودم. دوباره بخوانید!
بیضایی پس از اجرای «مرگ یزدگرد» در سال ۵۸ هجده سال کاری روی صحنه نبرد. در آغاز دوره‌ی اصلاحات بود که او با «کارنامه‌ی بندار بیدرخش» به عرصه‌ی تئاتر بازگشت. همان سال‌ها که خانه‌ی تئاتر ساخته شد، تماشاخانه‌ی سنگلج دوباره کار از سر گرفت و جشنواره‌ی فیلم فجر برای اولین بار بین‌المللی شد. بوی تغییر می‌آمد. مردی با عبای شکلاتی آمده بود.

لذت فهمیدن با عرفان یا اکسپرسیونیسم را چگونه ترجمه کنیم؟

23

پیش‌نوشت: عکس مربوط به کلاس تحلیل نمایشنامه‌ی عصر است. دو طرف تخته زن‌زندگی‌آزادی نوشته بودند و استاد نمی‌خواست آن‌ها را پاک کند. سعی کرد حرف‌هایش را همان وسط جا دهد.:) پیش از کلاس، جدال با خود دو تا فیلم و یک نمایشنامه داده بود که ببینیم و بخوانیم. بنا بود…

گردشی در جهان سانت (غزلواره‌) های شکسپیر

26

این روزها چه می‌خوانم؟ سانت های شکسپیر. اولین بار که سراغ شکسپیر رفتم، تا چند روز حیران بودم. مطمئنید بهترین نمایشنامه‌نویس تاریخ همین است؟ تراژدی‌ها کلمه به کلمه خون‌آلودتر می‌شدند و هیچ زیبایی درشان نمی‌دیدم. بعدا فهمیدم که اگر با ترجمه‌ی پازارگادی شروع نمی‌کردم و قبل از خواندن آثار، کمی…